كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
165
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
لِلرِّجالِ مر مردان را اگر خرد باشند و اگر بزرگ نَصِيبٌ بهرهايست مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ از مالى كه بگذارند پدر و مادر وَ الْأَقْرَبُونَ و خويشاوندان نزديك وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ و مر زنان را نيز حصّهايست مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ از آنچه والدين و اقارب بگذارند مِمَّا قَلَّ مِنْهُ از آنچه كم باشد از مال گذاشته أَوْ كَثُرَ يا بسيار بود حق سبحانه مقرر ساخته براى ايشان نَصِيباً مَفْرُوضاً بهره به اندازه پيدا كرده وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ و چون حاضر شوند در وقت قسمت مواريث أُولُوا الْقُرْبى خويشانى كه ميراث نمىبرند وَ الْيَتامى و يتيمانى كه بيگانه باشند وَ الْمَساكِينُ و درويشان و محتاجان فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ پس بدهيد ايشان را چيزى از آنچه مقسوم مىگردد تا دل ايشان خوش شود مراد آنست كه بر حضار مجلس قسمت را بر سبيل تصدق چيزى دهند و گفتهاند اين امر بر سبيل وجوب بوده و به آيت مواريث و وصايا منسوخ شده وَ قُولُوا لَهُمْ و بگوئيد مر اين جماعت را قَوْلًا مَعْرُوفاً سخنى پسنديده كه موجب فرح خاطر ايشان شود وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ و بايد كه بترسند آنان كه لَوْ تَرَكُوا اگر بگذارند مِنْ خَلْفِهِمْ از پس مرگ خويش ذُرِّيَّةً ضِعافاً فرزندان ضعيف و عاجز خافُوا عَلَيْهِمْ بترسند بر ايشان از بىنوائى و ضائع شدن يعنى ورثه را بايد كه با ضعفاى اقارب و يتيمان و مسكينان كه در مجلس قسمت تركه حاضر آمدهاند مراسم مرحمت و شفقت مرعى دارند و تفكّر كنند كه اگر ايشان را فرزندان خورد و عاجز باشند و بعد از فوت ايشان به چنان مجلسى درآيند حرمان ايشان جائز است يا نى و هرآئينه عقل ايشان بعدم جواز آن حكم خواهد كرد پس آنچه به خود روا ندارند به نسبت ديگران نيز جائز نه شمارند بيت دانى كه چه چيز است كمال مردى * مپسند به كس آنچه به خود نهپسندى فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ پس بايد كه از عذاب خدا بترسند وَ لْيَقُولُوا و بايد كه بگويند با حاضران مجلس قسمت قَوْلًا سَدِيداً سخن راست و درست يعنى عذر جميل و وعدهء نيكو إِنَّ الَّذِينَ به درستى آنان كه از روى جرأت يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى مىخورند و تلف مىكنند مالهاى يتيمان را ظُلْماً از جهت بيداد و ستم إِنَّما يَأْكُلُونَ جز اين نيست كه مىخورند فِي بُطُونِهِمْ ناراً در شكمهاى خويش آتشى در انوار از ابو برده رض نقل مىكند كه حضرت رسالتپناه ص فرمود كه حق سبحانه برانگيزد روز قيامت قومى را از گورها و بيرون مىآيد آتش از دهنهاى ايشان گفتند يا رسول اللّه اين كدام طائفه باشند فرمود كه نمىبينيد كه خدا مىگويد إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً و در تفسير كبيرست كه روز قيامت خورندهء مال يتيم بعرصات درآيد و آتشى كه درون او از آن مملوست زبانه مىزند و دود از دهن و بينى و گوش و چشم او بيرون مىآيد و بدين علامت همه كس بشناسند كه اين آكل اموال يتيمانست پس بدين سخنها حمل آكل نار بر ظاهر انسبست وَ سَيَصْلَوْنَ و زود باشد كه اندوخته شوند خورندگان مال يتيم حفص به صيغه معلوم خواند معنى آنست كه به زودى درآيند خورندگان مال يتيم سَعِيراً در آتش افروخته .